كپی‌رايت در صدر شكايات رايانه‌ای

 

عضو اصلی شورای حل اختلاف رسیدگی به جرائم رایانه‌ای و اینترنتی دادگستری استان تهران گفت: هنوز هم بیش‌ترین اختلافات در حوزه اینترنت از نظر نوع و تعداد به اختلاف سردامنه‌ها مربوط است به این معنی كه بیش از 65 درصد اختلافات و دعواها بر سر موضوع دامنه است.

باقر افخمی در گفت‌وگو با ایسنا عنوان كرده است: بعد از اختلاف بر سردامنه‌ها، بیش‌ترین شكایات حوزه اینترنت در زمینه فرم‌های SLA - توافقنامه‌های سطح خدمات - مشتركان با شركت‌های اینترنتی و شركت‌های اینترنتی با ارایه‌كنندگان خدمات است كه مواردی به ما ارجاع داده شده و در حال رسیدگی آن‌ها هستیم.....

صدای عدالت توقیف شد

 

روزنامه صدای عدالت از سوی هیات نظارت بر مطبوعات توقیف و لغو مجوز شد.

ظاهرا مطلب مندرج در صفحه 9 روزنامه شماره 2229 صداي عدالت در تاريخ چهارم مردادماه از سوی هیات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد جاري اهانت آشكار به ساحت مقدس امام خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و زير سوال بردن اساس نظام جمهوري اسلامي و مصداق ماده 27 قانون مطبوعات و همچنين بندهاي (1) و (7) ماده شش اين قانون خوانده شده است. 

Face Book فیلتر شد

 

Face Book حدود نیم ساعت قبل فیلتر شد. هر چه تلاش کردیم بفهمیم دلیل چیست؟ چیزی جز حدس و گمان نصیب‌مان نشد؛ این که حامیان مهندس موسوی این فضای تعاملی را سبز رنگ کرده‌اند. شاید هم اصلا شکایت مدیریت سایت بوده؛ چون رنگ سایت را به سبز تغییر داده‌اند! به هر صورت فیلترینگ هنوز وجود دارد و البته خیلی هم دقیق است.

تذکر تند کروبی به شریعتمداری: من سعیدی سیرجانی نیستم!

طبق عادت مالوف و سنت مسبوق آن جریده، در روزنامه روز چهارشنبه نهم اردیبهشت‌ماه 1388 با نگارش دو متن مستقل اما مرتبط،‌یکی به زبان لودگی و دیگری به زبان امنیتی، این‌بار علیه اینجانب مهدی کروبی به تهمت و هتک حرمت روی آورده‌اید و دوستان و یاران مرا هم بی‌نصیب نساخته‌اید، بلکه در پرده‌دری، درهای تازه گشوده‌اید و همگان را نه در مقام روزنامه‌نویس که در جایگاه یک مقام امنیتی به وابستگی به رژیم صهیونیستی متهم کرده‌اید.

وااسفا که در جمهوری اسلامی، این نظام برآمده از خون شهدا، قلم به دست کسی افتاده که در جایگاه نمایندگی رهبری در معظم‌ترین موسسه مطبوعاتی حکومتی نه‌تنها از مشی رهبری پیروی نمی‌کند بلکه با سوءاستفاده از موقعیت شغلی خویش و جایگاهی که در مقام بهره‌مندی از اموال عمومی دارد بنگاه دروغ‌پراکنی راه انداخته و پس از عمری در پوستین خلق افتادن و نقش پراودای ایرانی را بازی کردن و هتک حرمت مراجع عظام تقلید و روشنفکران برجسته دینی و مدیران خادم ملت اکنون به سراغ فردی آمده که هرگز داعی دفاع از خویش نداشته و همواره کوشش کرده آبروی ریخته‌شده افراد و حق ناحق شده اشخاص را با وساطت و میانجیگری و میان‌داری و میانه‌روی و ریش‌سفیدی به آنان بازگرداند و همواره با این روش از جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی و راه امام پاسداری کرده است.

اکنون اما نوبت به خود من رسیده است که از عنایات و کنایات کیهان بی‌بهره نمانم و بدانم که این بنگاه دروغ‌پراکنی از تحریف مواضع مهدی کروبی ناامید شده به توهین روی آورده است. بارها از تحریف کیهان در عبارات و کلمات منسوب به خویش گذشت کردم چراکه تیغ کیهان در دریدن اعتماد مردم به اصلاح‌طلبان را کندتر از آن دیدم که نیازی به در افتادن با کیهان باشد اما اکنون که حد گذرانده‌اید و از آن بدتر افزون بر من، یارانم را نیز متهم ساخته‌اید چاره‌ای جز آن ندیدم که با شخص شما یک بار برای همیشه سخن بگویم و حجت تمام کنم تا بدانید که این بار نه با سعیدی‌سیرجانی که با مهدی کروبی سخن می‌گویید که کارنامه نیم قرن مبارزه سیاسی او و پدرش و خانواده‌اش در راه انقلاب و نظام روشن است.
البته می‌دانم که در این دیار از سعیدی‌سیرجانی تا دوست حضرتعالی سعید امامی همه از هر نوع بشر در معرض نیش قلم و قربانی بهتان شما هستند...(صفحه کامل)

اصلاح الگوی مصرف با اخراج خبرنگاران فارس !

 

دوشنبه 26 اسفند 1387 زمزمه اخراجم و تعدادی دیگر از دوستان از جمله حبیب موسوی دبیر سرویس سیاسی و وحید عسگری دبیر سیاست خارجی شنیده شد. البته طبق رسم ایرانیها که نامه ها و یا حکمی قبل از ابلاغ به مخاطب، ابتدا سر از مطبوعات و سایت ها در می آورند مثل نامه رئیس جمهور به رئیس مجلس مبنی بر اخطار قانون اساسی در باره لایحه بودجه در اسفند سال گذشته، حکم اخراج ما توسط حضرات و با استفاده از نیروهای وابسته آنها ابتدا و ابتدا سر از سایت یاری نیوز در آورد. من در مجلس بودم که این خبر را شنیدم و به سایت یاری نیوز مراجعه کردم دیدم که خبر اخراج ما در آنجا درج شد.....

مجوزها چقدر سریع صادر می‌شوند؟! نگاهي به اعلام وجود انجمن صنفي جديد اصولگرايان

 

سال ۸۲ و ۸۳ بود كه ماه‌ها دنبال ثبت قانوني مجوز يك انجمن صنفي براي خبرنگاران و وبلاگ‌نويسان در وزارت كار مي‌دويديم! ما حداقل ۷ نفر موسس از خبرگزاري‌ها و مطبوعات بوديم كه اسامي و ليست حداقل ۵۰۰-۶۰۰ نفر از خبرگزاري‌هاي ايلنا، ايرنا،مهر...و روزنامه‌هاي مختلف مثل همشهري و...را به انضمام تعدادي از وبلاگ‌نويسان گردآوري كرده و در مرحله اول به اداره تشكل‌هاي صنفي و كارگري وزارت كار داده بوديم. مراحل مختلفي را طي كرديم و ماه‌ها تاخير و...را ديديم. اصلا انگار اداره تشكل‌هاي وزارت كار علاقمند نبود اين انجمن به ثبت برسد! ولي به هر حال دليل ما اين بود كه اولا انجمن صنفي امكان عضويت خبرگزاري‌ها در انجمن صنفي را نداشت. دوم اين كه ما برنامه‌هاي جديدي داشتيم كه در انجمن صنفي روزنامه‌نگاران قابل تحقق نبود. مثل اين كه قصد داشتيم وبلاگ نويسان را به عنوان خبرنگار داراي هويت صنفي بكنيم اما مخالفت شده بود. به هر صورت ما خودمان هم عضو انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران بوديم و هستيم اما در آن ايام شاهد بوديم چقدر بروكراسي ثبت و نظارت بر تشكيل اصناف سخت و محال است. به خصوص كه با وجود يك انجمن صنفي روزنامه نگاري امكان ثبت انجمني مشابه محال بود.سرانجام اين حركت به نتيجه نرسيد يا نرسانديمش و...

اما تاسيس يا اعلام وجود يك انجمن صنفي جديد در حوزه روزنامه نگاري با اين فضا قابل تامل است. اين اتفاق ضمن اين كه به عنوان يك رفتار مدني شايسته به نظر مي‌رسد اما از سويي ديگر مورد نقد قرار دارد كه با طرح چند سوال به آن مي‌پردازم. 

۱- اگر چنين انجمني قصد تاسيس و اعلام وجود داشته است چرا فراخوان و درخواست عضويت آن در بين تمام مطبوعات اعم از روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها منتشر نشده و عده بسياري از خبرنگاران و مطبوعاتي‌ها از آن بي‌اطلاع‌اند؟ بحث چپ و راست نيست. امروز حداقل اين خبر را از ۵-۶ نفر روزنامه نگار چند شغله در مطبوعات جويا شدم كه اصلا از اعلام وجودش هم تعجب كردند. اين مسئله باعث مي‌شود گمانه زني نسبت به سياسي بودن چنين انجمني شايع شود. همان طور كه از اسامي ذكر شده روشن است اغلب اعضاي آن از مديران (نه خبرنگاران) خبرگزاري‌‌هاي دولتي و اصولگرا هستند كه قبلا هم حضورشان در برخي نهادهاي مرتبط با رسانه و دولت ديده مي‌شد.

۲- سوال دوم اين است كه سوابق حرفه‌اي اين مديران رسانه‌اي كه عضو هيئت مديره اصلي اين انجمن معرفي شده‌اند چقدر با اصول و آرمان‌هاي صنفي در حوزه مطبوعات سنخيت و تطبيق دارد؟ پاسخ به اين سوال نيازمند آن است كه پايگاه رسانه‌اي اين افراد را روشن و بررسي كنيم. به عبارتي براي نمره دادن به شايستگي روزنامه‌نگاران بگوييم مثلا خبرگزاري فارس يا روزنامه رسالت يا ايرنا به عنوان يك رسانه فارغ از مسائل سياسي مي‌توانند در حركت‌هاي صنفي و حرفه‌اي، هدايت و سكان‌داري جامعه مطبوعات و روزنامه‌نگاري ايران را بر عهده بگيرند؟ پاسخ بنده به عنوان كسي كه هم در رسانه‌هاي جناح راست مدت كوتاهي بوده‌ام و هم در مطبوعات اصلاح‌طلب به اين سوال منفي است. يعني متاسفانه تجربه و عملكرد  اين خبرگزاري‌ها در دو سه سال اخير صرفا در حوزه امور صنفي و همكاري يا رقابت با ديگر رسانه‌ها و خبرگزاري‌ها نشان داده است كه نمي‌توانند رقيب يا منتقد يا رسانه مخالف را تحمل كنند. براي نمونه در جهت اثبات اين ادعا مي‌توان به خبرهايي اشاره كرد كه اين خبرگزاري‌ها در تخريب خبرگزاري ديگر برخلاف اخلاق حرفه‌اي و تنها براساس رقابت سياسي منتشر كردند. اصولا در امور صنفي همان طور كه تاريخ انجمن‌ها و خانه‌هاي صنفي گذشته نشان مي‌دهد اصل بر همكاري و حفظ حرمت صنفي است. حال اگر اين انجمن بگويد ما "خواسته‌ايم از اعضاي خود دفاع كنيم يا اين كه فعاليت صنفي حق ماست" بايد جواب بدهم كه در اين صورت نبايستي يك عنوان يا نام فراگير يا سراسري (روزنامه نگاران ايران) براي آن انتخاب مي‌كردند. چرا كه اين كار يعني مصادره هويت تمام روزنامه‌نگاري ايران.

۳- سوال نهايي و كلي‌تر اين است كه اين انجمن چه نيازي را از خبرنگاران و رسانه‌ها پاسخ مثبت خواهند داد؟ در حالي كه هنوز وزارت ارشاد، صندوق حمايت از نويسندگان، انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران، انجمن روزنامه‌هاي غيردولتي، انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان، خانه‌هاي مطبوعات، انجمن‌هاي صنفي داخلي مطبوعات و خبرگزاري‌ها و چندين نهاد ديگر نتوانسته‌اند نيازهاي اساسي روزنامه‌نگاران و خبرنگاران را برطرف كنند. باز هم براي اثبات اين ادعا بايد بگويم متاسفانه هنوز بسياري از خبرنگاران در برخي خبرگزاري‌ها با مشكلات اوليه و اساسي مثل قرارداد، بيمه و ميزان حقوق مواجه هستند.

به هر  صورت ضمن احترام به تمام دست‌اندركاران افتتاح اين انجمن نوپا كه بسياري‌شان از دوستان و همكارانم هستند، تاكيد من اين است كه بايستي انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران را اصلاح و تقويت كنيم و اين رويكردهاي چندگانه به اهداف صنفي به نظر بنده اصلا مفيد و مثبت نيست و روز به روز اوضاع روزنامه‌نگاري ايران را تضعيف مي‌كند.

روزنامه‌نگار مُرد ؛ از بس امنیت ندارد

 

روزنامه فرهنگ آشتی، لی‌لی اسلامی - سوژه این گزارش چند ماه پیش، از دل وبلاگستان آمد؛ وقتی که برخی فعالان جوان اما کارآزموده عرصه روزنامه‌نگاری، اعلام کردند که دیگر میلی به حضور در مطبوعات ندارند و گرچه هنوز قلم را به زمین نگذاشته‌اند، اما فضای حاکم بر روزنامه‌ها، رمق روزنامه‌نگار ماندن را از آنها گرفته است. گریز مطبوعاتی‌ها از حرفه چندساله، دست‌مایه بازی وبلاگستان شد. برخی از سانسور گفتند و عده‌ای نابسامانی داخلی تحریریه‌ها را بهانه کردند. پای نان هم به میان آمد و تاخیر چندماهه در پرداخت دستمزدها دلیل تغییر شغل بعضی دیگر عنوان شد. این همه، بهانه خوبی بود برای گفت‌وگو با پیشکسوتان و اساتید این حوزه و روزنامه‌نگارانی جوانی که یا اندیشه دوری از این حرفه را در سر دارند یا هر روزه شاهد خالی شدن تحریریه‌ها از همکاران قدیمی هستند...ادامه

 

مراقب زنان خبرنگار باشید...

 

در اكثر كشورهاي جهان زنان خبرنگار و گزارشگر به هنگام انتقاد از مقامات سياسي و انعكاس واقعيات، زندگي خود را به خطر مي‌اندازند و در برخي موارد تحت پيگرد قانوني قرار مي‌گيرند. بسياري از خبرنگاران و زنان گزارشگر براي آنكه بتوانند واقعيات را به طور صحيح منعكس كنند، تحت فشار و خطر قرار دارند....

اختلاف آماری در گزارش خبرنگاران کشته شده

 

آمار اعلام شده بين‌المللي درباره كشته شدن و مرگ خبرنگاران در حين انجام وظيفه حرفه‌اي تاحدي متناقض و ناهمگون است؛ چنان كه چندي قبل سازمان خبرنگاران و گزارشگران بدون مرز تعداد كشته‌شدگان رسانه‌اي سال 2008 را 62 نفر منتشر كرده اما امروز انجمن جهاني روزنامه‌ها اعلام مي‌كند كه در اين سال 70 خبرنگار از بين رفته‌اند.

            

شايد اين ناهماهنگي جغرافيايي به خاطر نبود يك مركز مشترك بين‌المللي و معتبر در زمينه ثبت احوال و اخبار خبرنگاران و نيروهاي رسانه‌هاي كوچك و بزرگ در جهان باشد. به خصوص كه فعاليت برخي مراكز موجود اروپايي آمريكايي هم در ميان كشورهاي اسلامي و عربي اعتبار چنداني ندارند.

 

اين هم گزارش هاي مختلف از آمار مرگ خبرنگاران در جهان؛

 1- 70 خبرنگار در سال 2008 در جهان كشته شدند

2- 62 خبرنگار در سال 2008 ميلادي کشته شدند

3- سال ۲۰۰۸ به روایت راویان آزادی بیان

صداوسیما مردم را به دیدن بی بی سی تشویق مي‌کند / انتشار مجدد حزب الله

 

بحث درباره فعالیت بی بی سی دیگر جذابیتی ندارد و کم کم این مسئله از گردونه خبری رسانه های فارسی زبان خارج شده است. اما نکته ای که نباید به آن بی توجه شد این است که عملکرد سازمان صداوسیما چه تاثیراتی بر گرایش شهروندان نسبت به شبکه های ماهواره ای داشته و دارد؟

به نظرم اگر نگوییم علت گرایش ۴۰ درصدی مردم به برنامه های خارجی تنها کیفیت پایین برنامه‌های تلویزیون داخل است باید بپذیریم که شاید نیمی از این شهروندان ماهواره زده اگر با تولیدات مناسبی در رسانه داخلی مواجه بودند هرگز به این شبکه ها علاقمند نبودند و نمی‌شدند.

نمونه اين تاثيرات را در برنامه‌هاي هنري سيما مي‌توان ديد. مثلا پریشب وقتی مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر از دریچه دوربین صداوسیما پخش می‌شد وقتي هنرمندان مشهور براي دريافت جايزه و تقدير به بالاي صحنه مراسم دعوت مي‌شدند دوربين ناگهان سقف و در و ديوار سالن را نشان مي‌داد و بعد از اين كه خانم مورد نظر مثلا ليلا حاتمي يا مهتاب كرامتي و...از جايگاه خارج مي‌شدند و در حال نشستن بودند نمايي بسيار دور از آنها ديده مي‌شد! در اين زمينه چند سوال براي مخاطب تلويزيون به وجود مي‌آيد كه وقتي آقاي ضرغامي يا همكارانش نتوانند به آنها پاسخ دهد قاعدتا مخاطب بي‌خودي وقت خود را به پاي اين صحنه‌هاي مبهم و بي‌كيفيت هدر نمي‌دهد، بلكه با يك كليد صفحه رسانه داخلي را با شبكه‌هاي خارجي تغيير مي‌دهد تا شايد در آنجا به كنجكاوي يا حقوق او احترام بگذارند.

سوال اول اين است كه چه مشكلي در ظاهر اين هنرمندان مونث وجود دارد كه سيما حاضر به نشان دادن چهره يا نماي آنها نيست و دست به سانسور تصويري مي‌زند؟ دوم اين كه آيا صداوسيما براي تشخيص صلاحيت اخلاقي و ظاهري هنرمندان از وزارت ارشاد و ستاد جشنواره فيلم فجر كه از چنين هنرمنداني تقدير مي‌كنند ارجح‌تر است؟ سوم اين كه چرا اين سازمان حقايق عمومي و اجتماعي كشور را دستخوش تغيير مي‌كند و به عبارتي دست‌كاري مي‌نمايد؟

به نظر مي‌رسد سازمان صداوسيما هنوز نتوانسته است در سياست‌هاي رسانه‌اي خود به تعريف منسجم و روشني از الگوهاي فرهنگي برسد. چرا كه حتي در مورد مسئله حجاب بارها و بارها مخاطبان ايراني اين تلويزيون دچار تناقض‌گويي مي‌شوند. گاهي تله تئاتري از شبكه چهارم نمايش داده مي‌شود كه نماهاي نزديك از چهره بازيگر زن در اين نمايش خواه ناخواه مخاطب را به ياد تبليغ لوازم آرايشي مي‌اندازد و گاهي هم مصاحبه‌ و گزارش‌هاي مختلفي پخش مي‌شود كه زنان بدحجاب را به زعم اين دوستان در قالب زناني انقلابي يا ارزشي در روز مراسم ۲۲ بهمن يا حمايت از فلسطين به تصوير مي‌كشد! حال كمي مشكل است كه مخاطب علاقمند به سينما و فيلم پاي برنامه اختتاميه جشنواره مي‌نشيند و با سانسور تصوير زنان هنرمند مواجه مي‌شود. به نظرم اينچنين تناقضاتي ما و مخاطبان را به سمت استفاده از شبكه‌هاي برون مرزي سوق مي‌دهد؛ نه به خاطر اين كه آنجا آزادانه يا گاهي افراط گرايانه از تصاوير زنان استفاده مي‌كنند بلكه چنين شبكه‌هايي با همگون‌سازي فرهنگي و احترام به قدرت انتخاب مخاطب، زمينه رشد اجتماعي او را تامين مي‌كنند. 

 

* * روزنامه حزب الله مجددا منتشر شد **

روزنامه حزب الله بعد از حدود ۱۰روز تعطیلی مجددا منتشر شد. این روزنامه با ارتقاء کیفی صفحات و انرژی جدید تحریریه آغاز به کار کرده است.

 

 

روزنامه حزب الله تعطیل شد

 

روزنامه حزب الله به صاحب امتیازی باقر خرازی موقتا تعطیل شد.  خرازی از خانواده خرازی های مشهور در کنار خاتمی

از روز دوشنبه همین هفته روزنامه حزب الله دیگر روی کیوسک نیامده است. شنیده می شود دلیل تعطیلی موقت این روزنامه جابجایی محل تحریریه و ساختمان این نشریه است.

در همین حال با توجه به این که معمولا تغییر محل یک نشریه همزمان با تحویل دفتر جدید است و اصولا نیازی به تعطیل کردن یک روزنامه برای جابجایی نیست این گمانه ها وجود دارد که حزب الله بنا به دلایل داخلی یا سیاسی دچار خودتعطیلی شده است. البته این مسئله در حد یک حدس است! باید تا هفته بعد که قرار است این روزنامه منتشر شود صبر کرد.

این روزنامه از سوی جریانی مایل به قالیباف از میان اصولگرایان معتدل اداره و منتشر می شود اما با اعلام کاندیداتوری خرازی صاحب امتیاز آن که دبیرکلی ستاد حزب الله را هم بر عهده دارد شاید این تعطیلی با نحوه مواضع جدید مالک آن و موضع روزنامه مرتبط باشد. در هر صورت صرف تعطیلی یک روزنامه با هر سبک و دیدگاهی مثبت نیست و جای ناراحتی دارد.

** روزنامه حزب الله مجددا منتشر شد...

اعتصاب رسانه های فرانسه در مقابل دولت

 

با اعتصاب خبرنگاران فرانسوي و ساير كاركنان رسانه‌اي كه در اعتراض به طرح اصلاح رئيس جمهور فرانسه براي رسانه‌هاي ملي صورت گرفت، اختلال بسياري در سرويس‌هاي راديو و تلويزيون به وجود آمد. در جريان اين اعتصاب كه به مدت يك روز برگزار شد كانال‌هاي خبري راديويي ناچار به پخش موسيقي شدند و وب‌سايت‌هاي 24 ساعته نيز به‌روزرساني‌هاي كمي داشته و يا اصلا نداشتند و گزارش‌هاي خبري بولتن‌هاي تلويزيون نيز بسيار اندك بود. همچنين بيش‌تر روزنامه‌هاي ملي اين كشور در روز پس از اعتصاب در كيوسك‌هاي روزنامه‌فروشي نبودند.

شبكه‌هاي راديويي متعدد مانند فرانس اينتر و فرانس اينفو كه به پوشش مسائل هنري اختصاص دارند قادر به پخش برنامه‌هاي معمولي خود نبوده و به جاي آن موسيقي پخش مي‌كردند. صدها نفر از كاركنان رسانه‌يي در راديو و تلويزيون فرانسه به اصلاحات دولت كه توسط نيكولا ساركوزي، رئيس جمهور اين كشور اجرا مي‌شود و اتكاي رسانه‌هاي صوتي و تصويري را به تبليغات كاهش مي‌دهد معترضند. اتحاديه‌هاي فرانسه به تصميم دولت مبني بر انتصاب مديران رسانه‌ها از سوي دولت اعتراض دارند و خواهان تدابيري هستند كه استقلال سياسي، استراتژيك و تحريري رسانه‌ها را تضمين كند؛ مشكل ديگر مربوط به حذف 206 موقعيت شغلي در راديوي بين‌المللي فرانسه است.

سکوت خبري رسانه‌ها در مقابل تجمع و ناآرامي كارگران باغ سپهسالار

 

رسانه‌های كشور آن طور كه بايد نتوانسته‌اند در كنترل و مديريت بازارهاي اقتصادي و تجاري ايراني با گردش اطلاعات تخصصي، موفق عمل كنند. آنها بيشتر نقش مبلغان سياست‌هاي اقتصادي دولت را ايفا كرده‌اند و بزرگترين هنرشان انتشار اخبار بورس بر اساس اعلام كارشناسان مربوطه بوده است.

ماجرا اين است كه اعتراض و تجمع ناآرام كارگران و توليدكنندگان بي‌گناه صنف كفش در منطقه باغ سپهسالار تهران كه بورس توليد كفش محسوب مي‌شود، پريشب با غيبت و سكوت خبري رسانه‌ها مواجه بود. آنها در اعتراض به ورود و توزيع محصولات چيني دست به تجمع زدند اما هيچ خبرنگاري آنجا حضور نداشت كه از كارگران يا توليدكنندگان بپرسد اين كفش‌ها را چه كسي و چگونه وارد كرده است؟! حتي شهروندان خبرنگار هم كه مدتي است تيترهاي بزرگ صفحات ارتباطات مطبوعات را به خود اختصاص داده‌اند آنجا حرفي براي گفتن نداشتند و تصوير يا خبري براي رسانه‌ها ارسال يا مخابره نكردند.

اين خلاء اطلاع‌رساني در مواقعي كه شرايط بحراني به وجود مي‌آيد به ما مي‌گويد كه هنوز وسايل ارتباط جمعي به خصوص خبرگزاري‌هاي ايراني به منابع دست اول و مردمي دسترسي ندارند. اين ابهام شايد ناشي از كم مخاطب بودن رسانه‌هاي ما باشد اما به هر صورت نقصي بزرگ براي جامعه خبري كشور محسوب مي‌شود. مانند حادثه‌هاي گذشته كه هواپيمايي حامل مسئولان كشور در مركز تهران سقوط مي‌كند اما فقط تا ۲ ساعت بعد از اين سقوط يك خبر ناقص از آن در يك خبرگزاري منتشر مي‌شود.

ضعف پوشش رسانه‌اي حوادث و رويدادهاي خبري مهم كشور و پايتخت را بايد اول به پاي مديران رسانه نوشت كه برنامه و استراتژي مناسبي براي توزيع نيروهاي خبري در بدنه مكاني زماني و ايام كاري و هفتگي از جمله در ايام تعطيل و آخر هفته ندارند. دوم اين كه بايد اين ضعف را مربوط به سستي ارتباط رسانه‌اي خبرنگاران با حوزه مربوطه دانست كه نتوانسته از منابع رسمي يا غيررسمي و پنهان از رويدادهاي مهم محل خبرگيري مطلع شود...

نمونه اين تجمع‌ها بسيار است كه وقتي روزنامه‌نگاران يا همكاران مطبوعاتي و رسانه‌اي ما در خواب هستند يا آماده استراحت پايان هفته و خريد در خيابان‌ها به سر مي‌برند، عده زيادي از مردم و مخاطبان جامعه وجود دارند كه نياز به كمك آنها و انتشار گفته‌هاي‌شان دارند.

گوینده تلویزیون ایران دستگیر نشده است!

 

چند روزی است شایعه‌‌ای درباره دستگيري يكي از گويندگان اخبار علمي و پزشكي صداوسيما و برخي روزنامه‌نگاران در داخل رسانه‌ها منتشر شده و عده‌اي مي‌گويند اين افراد به خاطر همكاري با BBC فارسي در تهران دستگير شده‌اند. دیروز هم من این مطلب را هم در بین روزنامه‌ای‌ها شنيدم و هم در يكي از وب سايت‌ها. به نظر مي‌رسد انتشار این شایعه به خاطر خبری بود که چند روز قبل یکی از نمایندگان مجلس بر اساس حدس و گمان خود یا گزارشات وزارت اطلاعات اعلام کرد.

به هر حال امروز هم سخنگوی قوه قضاییه در توضیحاتی کوتاه عنوان کرده است: هيچ يك از خبرنگاران مربوط به شبكه BBC فارسي دستگير نشده اند.

 

دعوای صداوسیما با خودروسازان

 

صداوسيما در سريال‌هاي تلويزيوني اخير خود كه عموما شب‌ها از شبكه‌هاي يك يا دو سراسري پخش مي‌شوند، آرم خودروهاي ايران خودرو را محو مي‌كند تا قابل شناسايي نباشد! در چند روز اخير شايد بينندگان سريال "آخرين دعوت" با بازي فرامرز قريبيان شاهد چنين صحنه‌هايي بوده باشند كه نماي جلويي خودروي بازيگران در فيلم به نوعي قابل شناسايي نيست. در حالي كه هر بيننده‌اي بارها از نماي نزديك و بسته با ظاهر كامل اين خودرو مواجه مي‌شود و حتي وقتي كلوزآپ بازيگران در داخل ماشين نمايش داده مي‌شود هم معلوم است كه اين خودرو مثلا ۲۰۶ يا سمند است.

به نظر من اين كار هر چند به احتمال زياد گاهي به خاطر به توافق نرسيدن خودروسازان و شبكه تلويزيون براي بستن قراردادهاي تبليغاتي اتفاق مي‌افتد اما به هر صورت با هر بهانه‌اي رويدادي نامانوس براي مخاطبان است. چرا كه مخاطب وقتي در فيلم با خودروي پژو ۲۰۶ مواجه مي‌شود به عنوان يك كالاي تبليغاتي به آن نگاه نمي‌كند بلكه در يك مجموعه سينمايي يا تلويزيوني، مخاطب به علت توجه به كاراكترهاي بازي كمتر به حواشي توجه مي‌كند. ضمن اين كه فارغ از برخي استثناها مثل اكشن‌هاي خارجي كه مورد پسند جوانان ماشين‌دوست است، معمولا آن طور كه خود سيما بارها اعلام كرده، تماشاگر سريال‌هاي خانوادگي شبانه اغلب پدران و مادران خانواده هستند و توجه چنداني به ده‌ها خودرو و ماشيني كه در تصاوير فيلم ديده مي‌شوند ندارند.

در مجموع فكر مي‌كنم مسئله تبليغات، آگهي و بازرگاني در صداوسيما نيازمند نگاه علمي بيشتر و برنامه‌ريزي است. چرا كه نه مي‌توان خيابان‌هاي داخل سكانس‌هاي فيلم را بست يا با تمام كارخانه‌هاي خودروسازي آنها قرارداد بست و نه اين كه مي‌توان بر روي چشمان مخاطب دست گذاشت. امروز آگهي و تبليغات خيلي فراتر از نمايه‌هاي كلي و عمومي است و ديگر تصاوير عمومي يك كالا ارزش بازرگاني گذشته را ندارند.

دیدگاه موسس ایسنا درباره پوشش خبری بحران غزه

 

ابوالفضل فاتح موسس و مدیرعامل پیشین خبرگزاری دانشجویان ایران(ISNA) در یادداشتی با عنوان "نقش رسانه‌های آلترناتیو در جریان غزه" راجع به عملکرد رسانه‌های خارجي در پوشش اخبار بحران غزه نوشت: خاورميانه به لحاظ رسانه‌اي تحول چشمگيري از خود نشان داده است. رسانه ها‌ي منطقه قدرتي فرا منطقه‌اي پيدا کرد‌ه‌اند و توانسته‌اند حد اقل در اين موضوعات که رسانه‌هاي غربي به دلايل سياسي و سنتي چندان قدرت مانور ندارند، به شدت رسانه‌هاي مسلط جهاني را به چالش بکشند و ويژگي‌هاي حرفه‌اي تاثيرگذارتري از خود بروز دهند. به عنوان مثال شبکه‌هاي تلويزيوني الجزيره، المنار، العالم، پرس تي وي، و ... به رغم ضعف‌ها با پوشش زنده و شبانه روزي خود از غزه و تصاوير جنايات جنگي شرايط جديدي ايجاد کرده‌اند که تحت فشار قرار دادن المنار در مصر و العالم و پرس تي وي در غزه و تخريب دفاتر اين دو رسانه را نيز بايد در راستاي خشم از اين تاثيرگذاري ارزيابي کرد.

همين چند روز پيش هزاران تن در انگلستان با انتقاد شديد از بي‌بي سي فرياد شرم بر تو اي بي‌بي سي سر دادند و از اين بنگاه رسانه‌اي خواستند که حقيقت را بگويد. لذا اين رسانه‌ها نيز براي واگذار نکردن ميدان رقابت به رسانه‌هاي نوظهور رقيب يا به منظور راضي نگه داشتن ماليات دهندگان خود ناچارند به هر طريق ممکن حداقل بخشي از واقعيت‌ها را منتشر نمايند ولو آن که بخواهند درلابلاي تحليل‌هاي جهت دار خود و فرصت‌هاي بي‌شماري که در اختيار سران رژيم اشغالگرمي ‌گذارند و با سانسور شديد ديدگاه‌هاي مقاومت فلسطين واقعيت‌هاي تلخ و سياه غزه را توجيه نمايند... اينجا

* البته به نظر مي‌رسد B.B.C يا خبرگزاري فرانسه يا C.N.N و دیگر خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های بين‌المللي بيش از سانسور با سوگيري‌هاي حرفه‌اي به دنبال اقناع مردم جهان بوده‌اند كه البته اين رفتاري خلاف اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري است؛ چنان كه دو هفته قبل بي بي سي به خاطر اثبات قانوني چنين تخلفاتي در لندن به جريمه مالي محكوم شد. تفاوت سانسور يا اقناع هم در حذف و قلب حقايق است. در برنامه سانسور، كنترل بيان يا عواطف با حذف همراه است. هدف در اينجا پاکسازی نمود حقایق یا موارد خاصی است که با دیدگاه منبع قدرت در تضاد هستند فارغ از آن كه بينش وسيع و تئوريكي بر انتهاي آن برنامه مسلط باشد. اما در برنامه اقناع به عنوان شيوه‌اي هدفمند كه دنباله‌رو‌ ارتباطي‌ منفعت‌دار يا سودمند مي‌شود، طبق تعريف هاولند "تغيير نگرش و رفتار با الفاظ‌ و واژه‌ها‌ به‌ صورت‌ گفتاري‌ يا نوشتاري" مورد توجه است. بنابراين شاهديم حتي سازمان صداوسيماي ايران و يا حتي خبرگزاري جمهوري اسلامي در پوشش بحران غزه ‌اخبار دست اول خود را بارها از منابع خارجي مثل B.B.C  يا C.N.N ، فرانسه دريافت و منتشر مي‌كرد. اين تحليل نشان مي‌دهد نگرش ترغيبي در رسانه‌هاي خارجي قابل خنثي‌سازي هستند و مي‌توان داده‌هاي آنان را از تحريف پالايش كرد. ضمن آن كه رسانه‌هاي مخالف سوگيري نيز نسبت به اخبار مورد رقابت،خود دچار سوگيري از سمت مقابل اين جريان مي‌شوند. مثلا رسانه‌هاي مدافع غزه، اخبار تلفات جنگ در صهيونيست‌ها را پوشش نمي‌دهند يا اگر مي‌دهند با سوگيري است. حالا در اين وضعيت نامتعادل ارتباطي مخاطبان هستند كه بايستي با سواد رسانه‌اي خودشان به تحليل اين اطلاعات خواهند پرداخت.

*مرتبط: در پي حمله به دفاتر «پرس تي‌وي» و «العالم» در غزه
            گفت‌وگوي ايسنا با معاون برون‌مرزي صداوسيما

 

اعتراض به بازجویی غیرقانونی از خبرنگار العالم

 

دستگاه‌های رژیم صهیونیستی خضر شاهین را به دو مورد " انتشار خبر پیش از اعلام رسمی توسط ارتش رژیم صهیونیستی" و " همکاری با رسانه دشمن" متهم کرده اند. خضر شاهین خبرنگار شبکه العالم و دستیار وی در فلسطین اشغالی از روز یکشنبه گذشته به اتهام افشای خبر حمله زمینی رژیم صهیونیستی به غزه دستگیر شده و هم اکنون در بازداشتگاه "بیتح تیکفا" به سر می‌برند.

شبکه العالم روز جمعه با انتشار بیانیه ای، بازجویی غیر قانونی از خبرنگار خود در بازداشتگاه رژیم صهیونیستی را محکوم کرد. این بیانیه با توجه به غیرقانونی بودن بازداشت خضر شاهین و دستیار او جلوگیری دادگاه رژیم صهیونیستی از همراهی وکلای آنان را هنگام بازجویی، مغایر عرف قضایی بین المللی دانسته و بر رفع آن تاکید نموده است؛ با توجه به ارائه ادله محکم حقوقی از سوی وکلای خضر شاهین که اثبات می کند این خبرنگار به وظیفه رسانه ای و کاری خود عمل کرده، اتهامات وارده بی پایه و اساس بوده وبر آزادی سریع آنان تاکید می‌نماییم.

داماد ولایتی و ماجرای تصفیه نیرو در ایسنا

محمدرضا جعفرآقایی، داماد دکتر ولایتی که بیش از دو ماه پیش با حکم مدیرعامل ایسنا به عنوان سرپرست اداره اخبار فرهنگی هنری خبرگزاری دانشجویان ایران منصوب شده بود، یک ماهی است که بدون اطلاع قبلی بر سر کار خود حاضر نمی شود.

شنیده ها حاکی است از آن است که وی به دلیل تنش با معاون خبر ایسنا و سوء مدیریت مدیرعامل و... دیگر قادر به ادامه مسئولیت خود نبوده و به یکباره در محل کار حاضر نمی شود. گفته می شود یکی از مهمترین علل قطع همکاری آقایی با خبرگزاری ایسنا، این شرط کمال رحیمیان، مدیرعامل ایسنا بوده است که او عدم نیاز خود را به خبرنگاران فعلی فرهنگی و هنری که اکثر آنها مستقل هستند را اعلام کند تا خبرنگاران اصولگرا و حامی دولت جایگزین آنها شود، که داماد دکتر ولایتی چنین شرطی را قبول نکرده است...اینجا

جریمه 95 هزار پوندی برای بی بی سی

بي بي سي  به دليل فريب شنوندگان به پرداخت ‪ ۹۵‬هزار پوند جريمه محكوم شد. شبكه‌هاي راديويي ‪ ۲‬و ‪ ۵‬بي بي سي در سال هاي ‪ ۲۰۰۵‬و ‪ ۲۰۰۶‬اقدام به پخش ‪ ۱۳‬برنامه از پيش ضبط شده تحت عنوان برنامه زنده كرده‌اند كه به عنوان فريب بينندگان محسوب مي‌شود...

افشاگري وبلاگي و زد و خورد در روزنامه خورشيد !

اختلاف در روزنامه خورشید سرانجام منجر به ضرب و شتم و درگيري دو خبرنگار  این روزنامه با دبیر سرویس فرهنگی شد. یک عضو تحریریه روزنامه خورشید ضمن ابراز تأسف از این برخورد با اعضای تحریریه گفت : دبیر یکی از سرویس‌های روزنامه حین ضرب و شتم دو خبرنگار این روزنامه به آنها می‌گفت : اصلاح طلبان کثیف ! آمده اید اینجا تا اخبار ما را بیرون ببرید.

در اعتراض به اقدامات خلاف قانون رئیس شورای سیاست گذاری روزنامه خورشید، ابراهیم باقری معاون سردبیر با ارسال نامه به اعضای هیات مدیره و مدیر عامل موسسه بعد از ۱۵ سال حضور در موسسه آتیه استعفای خود را نوشت.

ح. پیری از نزدیکان محمدرضا سرودلیر از ناميده شدن درياي عمان به عنوان درياي عربي در تيتر يك روزنامه خورشيد حمايت كرد. وي كه به عنوان جانشين مسئول صفحه سياسي روزنامه خورشيد در اين روزنامه مشغول به كار است، به خبرنگاران گروه‌هاي مختلف روزنامه گفته است هيچ اشتباهي صورت نگرفته و اسم درياي عربي اتفاقا خيلي هم درست است...

آقا می‌دونید ایشون رو به خاطر فساد مالی از شانا اخراج کردند؟! كاش در مورد سمت‌هاي متعدد و همزمان آقاي م.الف در شركت‌هاي شستا و صندوق بازنشستگي كشوري هم اطلاع‌رساني مي‌كرديد. اين جماعت حاكم بر وزارت رفاه و تامين اجتماعي به مدد رانت و ارتباطات در رياست جمهوري اصول‌گرا نيستند وصول‌گرا هستند!... اين جملات، نظرات برخي اعضاي تحريريه خورشيد هستند كه در پست‌ها و كامنت وبلاگ‌هاي اين روزنامه منتشر شده‌اند. صحیح یا غلط همین است که نوشته اند. 

مدتي است وبلاگ‌نويسي به اصطلاح افشاگرانه، درد خانمان‌سوز بعضي روزنامه‌ها شده و از همشهري و ايرنا گرفته تا خورشيد و ديگر مطبوعات، آنها را به به زعم عده ای سوي رسوا شدن مي‌برد. اين نوع وبلاگ‌نويسي، شايد گاهي خطرناك باشد؛ آن طور كه منجر به اخراج يكي از خبرنگاران روزنامه‌اي دولتي شد يا اين كه باعث درگيري و شكايت مي‌شود. این رفتار البته خلاف اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاري در داخل تحريريه است و از آنجا كه مسائل داخلي و خصوصي كاركنان يك سازمان را نه براي منافع عمومي بلكه به قصد انتقام‌گيري و رقابت كاري ميان فردي پرسنل افشا مي‌كند مورد تاييد اخلاقي نيست اما هر چه هست به نظر مي‌رسد چنين رفتاري در اعتراض به شرايط داخلي كار روزنامه‌نگاري از سوي يك تحريريه صورت مي‌گيرد. حال سوال اين است كه اگر يك روزنامه‌نگار خبرنگار يا دبير به سيستم يك مطبوعه اعتراض دارد، چرا با آنها همكاري دارد يا اين كه چرا اين اعتراض را از راه‌هاي ديگر تعقيب نمي‌كند؟ پاسخ هم واضح است؛ چون ناچار به تحمل ديدگاه‌هاي خلاف سليقه‌اش براي داشتن شغل در يك روزنامه است و بارها اين مسئله تكرار شده كه خبرنگاران هم ناچارند براي بيكار نماندن با يك نشريه مخالف نظرشان همكاري كنند. اين يعني شغل كاذب در روزنامه‌نگاري. در اينجا بايستي نظام رسانه‌اي كشور را مورد عتاب قرار داد كه چنين به نزول مي‌رود و هيچ قاعده و طبقه‌بندي در آن قابل برنامه‌ريزي نيست.

چند روز قبل يكي از دوستان اصلاح‌طلب عزيزم در روزنامه خورشيد وقتي پرسيدم چطور با اصولگرايان در خورشيد همكاري دارد جواب داد كه فرقي نمي‌كند! به خدا بهتر است از روزنامه‌هاي ديگري كه پول آدم را نمي‌دهند.

مرتبط: روزنامه دولتی " دریای عربی " را معرفی کرد !