رشته های جدید و چند خبر جدید ارتباطی...

 

يك عضو موسس كانون پژوهش‌هاي علوم ارتباطات اجتماعي با يادآوري نقش مهم رسانه‌ها در آموزش شهروندان گفت: تلاش رسانه‌هاي مستقل براي روشن كردن افكار عمومي ضرورتا مقابله با دولت نيست بلكه تنها نقش آگاهي‌رساني و آموزشي آنها برجسته شده است....اینجا

مدير گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي با ابراز اميدواري نسبت به افتتاح سه رشته جديد علوم ارتباطات اجتماعي در مقطع كارشناسي ارشد گفت: اگر محدوديت‌هاي مكاني و مشكل نيروي انساني برطرف شود احتمالا "كارشناسي ارشد روابط عمومي،مديريت رسانه، ارتباطات سياسي" در كنكور آتي دانشجو مي‌پذيرند....اینجا

بلاتکلیفی اولويت‌ پژوهشي دفتر مطالعات رسانه‌ها

 

ابلاغ نشدن بودجه وزارت ارشاد و بخش‌هاي زيرمجموعه آن موجب شده تا اولويت‌هاي پژوهشي دفتر مطالعات و برنامه‌ريزي رسانه‌ها اعلام نشود و بلاتكليف بماند. ...اینجا

این ماجرا موجب میشود خیلی از تحقیقات در زمان مناسب صورت نگیرند یا با سرعت نامناسب انجام شوند و هزاران مشکل دیگر برای محققان.

 

انتقاد قندی از تغییر حوزه روزنامه نگاران...

 

جابجايي حوزه خبري آفت روزنامه‌نگاري تخصصي است. این گفته حسين قندي، مدرس روزنامه‌نگاري است.

قندی با انتقاد از تغيير پي در پي و اجباري خبرنگاران در سرويس‌هاي مختلف رسانه‌ها گفته که جابجايي حوزه‌هاي خبري و كاري خبرنگاران آفت روزنامه‌نگاري تخصصي است.من از سال‌ها پيش بارها موضوع تربيت تخصصي خبرنگاران و روزنامه‌نگاران را مطرح كرده‌ام اما متاسفانه اين امر در ايران عملي نشده است. در حالي كه ديرزماني است در دانشگاه‌هاي روزنامه‌نگاري سراسر دنيا اجرا مي‌شود...

1800 کتابخانه برای 70 میلیون ایرانی

 

يك خبر راديويي:  كشور 1800 كتابخانه دارد كه 17 درصد اعضاي اين كتابخانه‌ها را دانشجويان تشكيل مي‌دهند.

 

طبق اعلام مسئولان فرهنگي كشور در ايران براي هر 42000 نفر يك كتابخانه وجود دارد. حال آن كه در اروپا براي هر 10 هزار نفر يكي.

 

ضمنا برخي از شهرستان‌ها و روستاها اصلا كتابخانه به مفهوم واقعي ندارند چه رسد به درجه يك يا دو.

حالا با اين اوصاف بگوييد جامعه اطلاعاتي يعني چه؟

 

 

 

**بازديد آقاي خاتمي از نمايشگاه كتاب حاشيه‌هاي بسيار داشت و البته عكس‌هاي ديدني از اين خيل جمعيت.

 

                                                بيچاره شيشه غرفه مركز اسناد ملي!

 

 

همایش رسانه ها و کارآفرینی برگزار می شود اما...

 

سال قبل طراحي "همايش تخصصي رسانه‌ها و كارآفريني" را انجام داديم؛ قبلا حدود يك سال درباره موضوع كارآفريني بررسي و مطالعه داشتيم.

همه چيز بعد از چند ماه پيگيري و دوندگي مهيا بود تا اين كه دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران با طرح ما (من و دوست ارجمندم آقاي پيرهادي) موافقت كرد. طرح همايش رسانه‌ها و كارآفريني را از صفر تا مرحله اهداء جوايز نوشتيم، تايپ كرديم و برايش بارها به قول خيلي‌ها پرزنت داشتيم.

 

به هر حال كم زحمت نكشيديم تا پروپوزال همايش را به رييس دانشكده سپرديم. به هر حال مدتي را با رفت و آمد گذرانديم تا موافقت شد كه اين طرح را با حمايت دانشكده كارآفريني اجرا كنيم. ادعاي ما اين بود كه هم با روزنامه نگاري آشنا بوديم و هم مدتي مطالعه و اگر خدا قبول كند از دانشگاه تحصيلات ارتباطات داشتيم. ضمن اين كه اصلا قرار نيست دانشكده مستقيما هزينه‌اي براي همايش بدهد.

نمي‌دانم به هر حال چه شد كه در يك پروسه 45 روزه، كلي كار سرمان ريخت و جلسه پشت جلسه اما دقيقا در جايي كه كار جلب مشاركت‌ها و جمع آوري اعضاي همكار به مراحل پاياني نزديك مي‌شد نظر كارفرماي همايش يك دفعه عوض شد.

 

از اول هم قرار نبود دانشكده كارآفريني تهران مجري همايش باشد بلكه كارگروه ارتباطي ما به عنوان مجري و طراح مسئوليت داشت و جناب كارفرما هم به عنوان دبير اجرايي حكمي صادر و امور اجرايي همايش را كاملا به ما سپرده بود. بالاخره اين كه بعد از 45 روز فعاليت 4 نفره اين دبيرخانه گفتند كه فلاني گفته كار خوب جلو نمي‌رود! در حالي كه 35 جلسه با اخذ حداقل 32 توافق همكاري در كارنامه‌مان ثبت شد! نهايتا آنقدر بروكراسي فرسوده و اداري هميشگي كار را معلل و معطل نگه داشت كه از خيرش گذشتيم و اعلام كرديم اگر دبيري اجرايي را به پرسنل دانشكده يعني همان خانم فلاني بسپاريم كار تمام مي‌شود؟ تلويحا گفتند بلي.

 

                          

 

ما هم اين كار را كرديم و بعد از سپردن دبيري اجرايي همايش به دوستان ديگر منتظر شديم كه كليد همايش بخورد... سريع‌تر تكليف سالن برگزاري معلوم شود، ميزان حمايت اسپانسرها تعيين شود و اعضاي شوراي سياست‌گذاري هم معين شوند و...

حالا از زمان واگذاري امور اجرايي دبيرخانه به خود دانشكده تا امروز هيچ اتفاقي خارج از دستاوردهاي قبلي ما نيفتاده و هفته قبل كه در دانشگاه تهران حضور داشتم با كمال تعجب مي‌بينم كه حتي هنوز پوستر همايش طراحي يا چاپ نشده و دبير اجرايي جديد مي‌گويد كه انشاءا...ديگر همه چيز تمام است! امروز وقتي مصاحبه سايت دانشگاه تهران را مي‌خواندم آنقدر از اين دست اجحاف دلم گرفت كه فقط خواستم به دوستم بگويم " راست ميگفتي! اينجا مفهوم كارآفريني همين است؛ يكي توليد مي‌كند و ديگري بهره مي‌برد "!

(اينها را ننوشتم كه از دوستان دانشكده كارآفريني گله كنم بلكه خواستم بگويم ما همچنان هستيم. هر چند در بخش ديگري از اين همايش اما به اين بهانه از تمام دوستان و اساتيد ارتباطات دعوت مي‌كنم در اين همايش كه قرار است شهريور ماه برگزار شود شركت كنند.)

 

منتظرقائم: روزنامه‌نگاري ميراث فرهنگي از ضعف پژوهش رنج مي‌برد

 
مهدي منتظرقائم مدرس علوم ارتباطات و پژوهشگر بر نقش رسانه‌ها در تبيين اهميت ميراث فرهنگي به عنوان يكي از مقوله‌هاي مهم هويت ملي تاكيد كرد.

به گزارش پارسه دكتر منتظرقائم با اشاره به ضرورت اطلاع‌رساني دقيق رسانه‌ها در حوزه ميراث فرهنگي عنوان كرد: رسانه‌ها بايد در ابتدا درباره ميراث فرهنگي تحقيق و بررسي كنند تا در مواقع لزوم بتوانند به خوبي به صورت مستند و مستدل از آن دفاع كرده و اطلاع‌رساني صحيح كنند. در واقع روزنامه‌نگاران و خبرنگاران ميراث‌فرهنگي بايد در عين حال پژوهشگران اين حوزه بوده و همچنين از آگاهي حقوقي كافي برخوردار باشند.

 

عضو هيات علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران تصريح كرد: متاسفانه به‌ رغم توجه حرفه‌اي به مقوله ميراث‌ فرهنگي طي سال‌هاي اخير، روزنامه‌نگاري در اين عرصه همچنان از ضعف پژوهش رنج مي‌برد.

تمام بخش‌هاي ميراث فرهنگي نيازمند تحقيق موشكافانه است. ميراث‌فرهنگي بخش مهمي از هويت هر ملتي است و رسانه‌ها ابزار موثر و پرمخاطبي براي شكل‌گيري شناخت صحيح از ميراث‌فرهنگي هستند. از اين رو هرگونه خطاء در اطلاع‌رساني اين حوزه اثرات منفي جبران‌ناپذيري در جامعه مي‌گذارد و در نگاهي كلان تبعات مخرب آن با توجه به اهميت جهاني و استراتژيك ميراث فرهنگي ، وجهي بين‌المللي نيز پيدا مي‌كند.

 

عضو هيات داوران سومين جشنواره ميراث فرهنگي و رسانه، آموزش را در تحقيق هر نوع فرهنگ‌سازي مهم دانست و افزود: استفاده از عكس، فيلم‌هاي مستند و جلسات گفت‌وگو بهترين قالب‌هاي آموزشي در مقوله ميراث فرهنگي هستند. البته فعالان رسانه‌اي حوزه ميراث فرهنگي علاقه‌اي به حضور در كلاس‌هاي تئوري ندارند و براي آموزش آنها بايد از بهترين قالب‌ها و بهترين روش‌ها استفاده كرد.

 

چرا نقش ارتباطي كتاب كمرنگ شد؟

 
به گفته حسين قندي كارشناس و مدرس روزنامه‌نگاري، نقش كتاب در جامعه ايراني به عنوان يك وسيله ارتباطي و آگاهي بخش به دلايلي نامعلوم كم‌رنگ شده است.

قندي كه كتاب را يكي از پايه‌هاي ارتباطات اجتماعي مي‌داند در گفت‌وگو با پارسه درباره بي‌توجهي به اين جنبه كتاب‌خواني اظهار كرد: براي ترويج كتاب‌خواني تبليغات بايد گسترش پيدا كنند تا تمام افراد از يك دانش‌آموز دبستاني گرفته تا يك استاد دانشگاه با توجه به منظري كه از كتاب مي‌بينند مراجعه، آن را خريداري و مطالعه كنند...

300 شبكه ماهواره‌اي فيلم‌ مستهجن و 250 تا کودک و دین پخش میکنند

 

رييس مركز پژوهش‌هاي اسلامي صداوسيما در همایش"سكولاريسم و رسانه" آمار جالب توجهی داده است: ۳۰ هزار شبکه ماهواره ای سکولار داریم که ۱۲۰۰ تا از آنها مختص موسیقی اند، ۳۰۰ شبکه به پخش فیلم مستهجن تعلق دارند و فقط ۲۵۰ شبکه به کودک و دین میپردازند. 32 شبكه فارسی و 138 شبكه فيلم هم به این آمارها اضافه شده است. 

حالا بحث من این است که بالاخره از 90 ماهواره ای که اعلام شده بود در دنیا حضور دارند چند شبکه دریافت میشود؟ فردين عليخواه عضو اصلي تيم پژوهشی كه از سال 1380 تا كنون هر ساله پژوهشي با عنوان الگوي استفاده از شبكه هاي ماهواره اي در ايران را به صورت ملي اجرا ميكند اخیرا گفته بود: طبق آخرين آمار سايت هاي معتبر مربوط به صنعت ماهواره ميتوان گفت كه امروزه حدود 90 ماهواره در جهان فعاليت ميكنند كه اين تعداد ماهواره امواج حدود 7000 شبكه تلويزيوني را ارسال ميكنند. از بين اين 90 ماهواره امواج حدود 30 تا 35 ماهواره آسمان كشورمان را پوشش ميدهد. حالا کدام صحیح است یا شاید رسانه های مخابره کننده در انتشار سخنان ایشان اشتباه کرده اند؟

اپرا وینفری ؛ ثروتمند رسانه ای

 

اپرا وینفری (Oprah Winfrey) در ۲۹ ژانویه سال ۱۹۵۴ در میسیسیپی به دنیا آمد. اين مجري تلويزيوني كه ميزبان بسياري از شخصيت‌هاي مشهور جهان و هنرمندان بزرگ بوده مهم‌ترین شغلش اجراي برنامهٔ تلویریونی اپراست؛ به همين دليل بيش از 500 ميليون دلار ثروت دارد و سالانه 250 ميليون دلار نيز به عنوان حقوق دريافت مي‌كند.

وینفری اولین زن میلیاردر آفریقایی - آمریکایی و دومين زن ثروتمند در ليست10 نفره زنان ثروتمند دنياست. ديشب يكي از كانال‌هاي جهاني اعلام كرد كه اپرا ثروتش بيش از ملكه انگلستان محسابه مي‌شود. او ضمنا خانواده نشريات اپرا را هم مديريت مي‌كند و خلاصه از اين طريق توانسته ارتباط بی‌نظیري با مردم سراسر دنیا برقرار كند.

                                                                                            

او با سرپرستي و توليد Show معروفش میلیون‌ها ببیننده دارد.

نویسه دو ساله شد

نمی دانم چرا امروز را برای ساخت وبلاگ جدید انتخاب کردم؟! اين اولين جمله‌اي بود كه دو سال قبل در وبلاگ نويسه به تحرير درآوردم. امروز دو سال از تولد وبلاگ نويسه گذشت و خودم هم به كلي فراموش كرده بودم دوساله شده‌ام.

                                                                      

انگار همين چندوقت پيش بود كه با شوق و ذوقي براي اولين بار وبلاگ پيش‌خبر را با شناسه‌هايprelim يا pishkhabar در سرويس persianblog ايجاد كرده بودم. 7-8 سال از آن وقت‌ها فكر كنم گذشته و شايد من 3 بار فرزند تفكر و ذهنم را با اسامي مختلف متولد كرده و البته بعد رها كرده‌ام.

به نظرم اين وبلاگ‌نويس‌ها واقعا دچار زايش هستند و مدام در كلنجارند كه چيزي از ذهن و ايده‌شان متولد شود تا جسم‌شان خلاصي يابد. خودم هم همين طور و برداشتم اين است كه امروز با آن روز مثل محيط اطرافم چقدر فرق كرده‌ام. نوشته ام تا خلاص شوم، نوشته‌ام تا هويت‌ام را بگويم، نوشته‌ام تا كسي را شاد كنم، نوشته‌ام تا مديري، ماموري، قاضي يا استادي را پاسخ بدهم و خيلي‌خيلي چيزهاي ديگر.

به نظرم ديگر امروز فرزند ذهنم مثل خيلي از روزنامه‌نگاران و ارتباطي‌ها بالغ شده و فقط مي‌نويسم براي نوشتن مثل هنر براي هنر و قصد ندارم نويسه را ترك كنم تا اين كه به زودي وب‌سايت نهايي‌ام را در ماه‌هاي آينده راه‌اندازي كنم تا اگر عمري باشد تا وقتي رمق نوشتن بالا مي‌آيد كليك بزنم.

اميدوارم با كمك دوستان و همكاران ارجمندم در كانون پژوهش‌هاي علوم ارتباطات اجتماعي، به زودي سايت جديد و جامع متعلق به اين كانون را در حوزه ارتباطات پيشكش كنيم.

تعطيلي روزنامه‌اي كه پوتين را عصباني كرد

 

روزنامه‌ Moskovsky Korrespondent تنها مدت كوتاهي پس از اين كه رييس جمهور روسيه به خبرنگاران اظهار كرد كنجكاوي در زندگي خصوصي‌اش غيرقابل قبول است، بسته شد.

ولاديمير پوتين، موضوع طلاق از همسرش و ازدواج با يك ژيمناستيك‌كار 24 ساله‌ روسي را قويا تكذيب كرد و صاحب اين روزنامه‌ روسي نيز اين داستان را بي‌معني دانست و هيات تحريريه‌ي آن نيز به بي‌پايه و اساس بودن آن اقرار كردند.اما...

یک یادداشت غیرحرفه ای و عذرخواهی کروبی از مردم

 

یک یادداشت غیرحرفه ای و توهین آمیز در روزنامه اعتماد ملی باعث شد تا مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی از مردم کشور عذرخواهی کند اما آیا کسی پرسیده است که حیثیت مخاطب و روزنامه چه می شود؟

نویسنده این یادداشت که سابقه خبرنگاری اش به روزنامه همبستگی و ایلنا بر می گردد یک بار هم به خاطر یادداشت و گزارشی دیگر مجبور به انتشار یک توبه نامه شده بود. متاسفانه چنین گاف هایی باعث خدشه دار شدن چهره حرفه ای روزنامه ای مثل اعتماد ملی می شود. از دیروز که این مطلب را در روزنامه خواندم تا امروز که عذرخواهی کروبی و روزنامه را دیدم برایم جای تعجب است که چطور بعضی روزنامه نگاران ایرانی هنوز تفاوت طنز، توهین یا نقد را درک نکرده اند و با چنین اشتباهاتی آبروی ناچیز مطبوعات را در این فضای محدود از بین می برند؟!

سعی کردم وارد حوزه اخبار سیاسی نشوم اما لینک دادن به این اتفاق ناپسند (فارغ از نقد محتوایی آن) حداقل کاری بود که به عنوان یک روزنامه نگار علاقمند بودم انجام دهم.

آواز دلفین ها - اصل مطلب

كروبي: به شدت از مردم عذرخواهي مي‌كنم

مردم در سفرهای استانی مثل دلفین بالا و پایین می‌پرند