سکوت خبري رسانهها در مقابل تجمع و ناآرامي كارگران باغ سپهسالار
رسانههای كشور آن طور كه بايد نتوانستهاند در كنترل و مديريت بازارهاي اقتصادي و تجاري ايراني با گردش اطلاعات تخصصي، موفق عمل كنند. آنها بيشتر نقش مبلغان سياستهاي اقتصادي دولت را ايفا كردهاند و بزرگترين هنرشان انتشار اخبار بورس بر اساس اعلام كارشناسان مربوطه بوده است.

ماجرا اين است كه اعتراض و تجمع ناآرام كارگران و توليدكنندگان بيگناه صنف كفش در منطقه باغ سپهسالار تهران كه بورس توليد كفش محسوب ميشود، پريشب با غيبت و سكوت خبري رسانهها مواجه بود. آنها در اعتراض به ورود و توزيع محصولات چيني دست به تجمع زدند اما هيچ خبرنگاري آنجا حضور نداشت كه از كارگران يا توليدكنندگان بپرسد اين كفشها را چه كسي و چگونه وارد كرده است؟! حتي شهروندان خبرنگار هم كه مدتي است تيترهاي بزرگ صفحات ارتباطات مطبوعات را به خود اختصاص دادهاند آنجا حرفي براي گفتن نداشتند و تصوير يا خبري براي رسانهها ارسال يا مخابره نكردند.
اين خلاء اطلاعرساني در مواقعي كه شرايط بحراني به وجود ميآيد به ما ميگويد كه هنوز وسايل ارتباط جمعي به خصوص خبرگزاريهاي ايراني به منابع دست اول و مردمي دسترسي ندارند. اين ابهام شايد ناشي از كم مخاطب بودن رسانههاي ما باشد اما به هر صورت نقصي بزرگ براي جامعه خبري كشور محسوب ميشود. مانند حادثههاي گذشته كه هواپيمايي حامل مسئولان كشور در مركز تهران سقوط ميكند اما فقط تا ۲ ساعت بعد از اين سقوط يك خبر ناقص از آن در يك خبرگزاري منتشر ميشود.
ضعف پوشش رسانهاي حوادث و رويدادهاي خبري مهم كشور و پايتخت را بايد اول به پاي مديران رسانه نوشت كه برنامه و استراتژي مناسبي براي توزيع نيروهاي خبري در بدنه مكاني زماني و ايام كاري و هفتگي از جمله در ايام تعطيل و آخر هفته ندارند. دوم اين كه بايد اين ضعف را مربوط به سستي ارتباط رسانهاي خبرنگاران با حوزه مربوطه دانست كه نتوانسته از منابع رسمي يا غيررسمي و پنهان از رويدادهاي مهم محل خبرگيري مطلع شود...
نمونه اين تجمعها بسيار است كه وقتي روزنامهنگاران يا همكاران مطبوعاتي و رسانهاي ما در خواب هستند يا آماده استراحت پايان هفته و خريد در خيابانها به سر ميبرند، عده زيادي از مردم و مخاطبان جامعه وجود دارند كه نياز به كمك آنها و انتشار گفتههايشان دارند.