قلم زدن در راستاي منافع ملي...

 

پدر علم ارتباطات ايران گفت: هيچ خدمتي بالاتر از روزنامه‌نگاري نيست؛ چراکه روزنامه‌نگاران با ميليون‌ها انسان رابطه دارند و اين ارتباط با افرادي بسيار، باعث مي‌شود تا هيچ حرفه‌يي همانند روزنامه‌نگاري براي جامعه موثر نباشد......

 

 

کاستلز : تمام و کمال

 

  دكتر شكرخواه مي‌رود روي سن و اعلام مي‌كند: آقاي كاستلز سخنراني نمي‌كند اما به پرسش‌ها پاسخ مي‌دهد. بعد، از كاستلز دعوت مي‌كند كه به او ملحق شود...ادامه...

** جايزه‌ جهاني "جمالزاده"

جايزه جهاني به‌نام بنيانگذار داستان‌نويسي مدرن ايران از سوي هيات امناي چاپ آثار سيدمحمدعلي جمالزاده اعلام شد...اینجا

** معاون صدا و رسانه های محلی .....

** نشست علمی ایران و جامعه اطلاعاتی......

** کتاب جدید: مردم شناسی تبلیغات...

فریدون صدیقی

 

 

 

 

                                            حرفه ای گرایی در مطبوعات...

ورژن جدید نویسه رسید

 

با زحمات آقای مزینانی ارجمند دامین جدید نویسه در eprsoft ثبت شد. فعلا نوشتن در این بخش را شروع نکرده ام تا ویرایش قالبش تمام شود.

نمی دانم این وب جدید مجله تاریخ و حقوق روزنامه نگاری شود یا نویسه اصلی؟!

روزنامه نگاری آن لاین از نظر پروفسور کمالی پور

 

 **روزنامه نگاران خارجی از کار درایران می گویند...گزارش امید معماریان در واشنگتن پریزم

 

                

پروفسور کمالی پور: تبديل نوشتار مكتوب به نوشتار ديجيتالي با استفاده از تكنولوژي نوين به خصوص شبكه ي جهاني اينترنت باعث ايجاد يك شاخه ي جديد يا هيبريد پروفشن در حرفه ي روزنامه نگاري و به طور كلي رسانه ها شامل روزنامه، مجله، راديو، تلويزيون، فيلم و... شده است...

 

** حفاظت از حريم شخصي و امنيت اطلاعات كاربران وب سايت‌ها بخرید...بخوانید

چند خبر از سازمان گزارشگران بدون مرز

 

سازمان گزارشگران بدون مرز (Reporters Without Borders ) روز گذشته ۶ ژوئن همچنان چند خبر ویژه داشت که یکی از آنها مربوط به ایران بود.

این سازمان که خود را مدافع آزادی جهانی رسانه ها خوانده است در گزارشی دیگر عنوان کرد که دانشجوی بلاگر گم شده دستگیر شده است. عابد توانچه که دانشجوی پلی تکنیک است روز گذشته در تیتر اخبار این سازمان قرار داشت. بقیه مطالب را بخوانید اینجا....

* ما تصاویر بدن مضروب روزنامه نگار گامبیایی را منتشر کردیم 

ماجرای ضرب و شتم یک روزنامه نگار توسط گارد ملی در گامبیا نزدیک ساختمان ریاست جمهوری با انتشار تصاویر بدن مجروح او بعد تازه ای پیدا کرد...اینجا

محاکمه سیاستمدار استرالیایی به خاطر توهین به یک خبرنگار

 

*يكي از رهبران حزب فدرال استراليا به اتهام ضرب و شتم يك خبرنگار پاي ميز محاكمه حاضر مي شود.

به گزارش سایت پلیس...

 

* مکاتب نظری علوم ارتباطات اجتماعی

جدول زیر به شناسایی مکاتب علمی، انتقادی – تحلیلی ارتباطات از جنبه ویژگی های ساختاری می پردازد...

اینجا.....

استاد ارجمندم دکتر آذری زحمت گردآوری این مجموعه را کشیده اند و آقای امامی هم این مطلب را بر روی وبلاگ گذاشته اند. یادش به خیر...دکتر آذری عزیز نسخه ای از "زندگی و اندیشه پیشتازان علم ارتباطات" که ترجمه ای از اثر دانشمند ارجمند "ویلبر شرام" بود را در پایان کلاس درس با امضای خودش داغ داغ (مثل کتب دکتر توکلی و دکتر شاه محمدی) به من هدیه کرد. راستی خاطره کلاس های دانشگاه در کنار تعالیم معلمان دلسوز چه قدر شیرین است.

 

Global Media Journal

 

      نسخه آنلاين Global Media Journal

آقاي پروفسور از اينكه دعوت مارا پذيرفتيد متشكريم.لطفاَ بفرماييد كي وچرا نسخه آنلاين Global Media Journal را راه انداختيد؟...

تحریم "یاهو" توسط اتحاديه روزنامه‌نگاران انگليس

 

                                     

"اتحاديه ملي روزنامه‌نگاران" (ان.يو.جي) در انگليس از اعضاي خود خواسته است از محصولات و خدمات اينترنتي "ياهو" استفاده نكنند.

اين اتحاديه از ‪ ۴۰‬هزار عضو خود خواست به علت آنچه "همدستي ياهو با مقامات چيني" ناميد، ياهو را تحريم كنند...

اینجا...

بایسته های داستان کوتاه در مطبوعات

 

 

 

" آنها خیلی خشن بودند. خشن تر از آنچه که هر کس فکر کند. هیچ لطافتی در آنها دیده نمی شد

هیچ روز خوشی را تا به حال ندیده بودند. همیشه سختی...همیشه کار...همیشه سرما

روزگار آنها را این گونه خشن کرده بود

پیرمرد بنا نگاهی دیگر به دست های خشن خود کرد

آهی کشید و شروع کرد به وضو گرفتن. "

 

قصه همین جا تمام می شود. شما به عنوان مخاطب چه احساسی دارید ؟ آیا بین حالت خشونت و واقعه ای که رخ نداده پیامی هیجان انگیز وجود دارد؟ انتهای این داستان شما را چقدر غافلگیر کرد؟ فکر نمی کنم شوکه شده باشید !

 

یکی از "محصولات ادبی و هنری" دهه های پیشین و امروز که فصل مشترک ادبیات داستانی و صفحات ادبی مطبوعات بوده قطعات و داستان های کوتاه هستند. هر چند ساکنان جامعه صنعتی یا مدرنیته دیگر کمتر فرصتی برای مطالعه اجزاء یک روزنامه یا هفته نامه پیدا می کنند و حداقل تمایل دارند که از میان تمامی تیترهای نشریه فقط بعضی اخبار مورد علاقه شخصی شان را بخوانند ولی به کارگیری این صنعت هنری – نوشتاری باعث جلب نظر مخاطبان می شود. به خصوص این که رسانه های بزرگ مثل تلویزیون و پایگاه های اینترنتی با آن حجم عظیم و پهنای باند اطلاعاتی گوی سبقت در خبررسانی را از نشریات ربوده اند.

بنابراین وجود یک ستون ثابت داستان کوتاه روزانه یا هفتگی می تواند شهروندان را مشتری پر و پا قرص روزنامه ها بکند. جنس "داستان و طرح" ادبی و توصیفی است یعنی اشتیاق می زاید و هیجان می آفریند. پس به فکر رفع خستگی مخاطبان خودتان هم باشید.

                                                                                        

 

داستان کوتاه چه نیست؟

 

داستان کوتاه که معادل "Nouvelle " ترجمه شده است فرمی متفاوت از طرح "Sketch" دارد. رمان فشرده یا Novel هم نیست. با بیوگرافی یا یک فانتزی ساده هم فرق می کند.

دزموند مکارتی (Desmond maccarthy) منتقد انگلیسی طی مقاله ای در سندی تایمز می نویسد:

همیشه انتظار دارم به داستان کوتاهی بربخورم که واقعا داستان کوتاه باشد اما این انتظار کمتر برآورده

می شود. مطالب نشریات عموما به محیط و اشخاص پرداخته اند اما داستان کوتاه به نظر باید نکته ای داشته باشد و همین کار را برای همگان سخت می کند.

 

نوشتن چنین داستان هایی بسیار دشوار است. مثلا امروزه نوشتن داستان به سبک چخوف آسان تر است . چون زندگی سرشار از مصالح و موادی است که می توان از آنها طرح های مناسبی درآورد. مصالح داستان کوتاه به راحتی به دست نمی آیند و آدم باید مدام گوش به زنگ و مراقب باشد...

باید بگوییم " داستان کوتاه " قصه نیست که اتکایش بر حوادث و توصیف باشد؛ بدون پیچیدگی و غافلگیری.

باید بگوییم "داستان کوتاه" طرح نیست که فقط بیان یا وصف زنده و مختصر حالت شخص باشد که در موقعیت هیجان آمیز قرار می گیرد. البته اختصار ویژگی اصلی طرح است اما هرنوشته کوتاهی طرح نیست.

باید بگوییم اپیزود (Episode) یا واقعه ضمنی، داستان کوتاه نیست، بلکه داستانی است که ضمن داستانی دیگر هدف تنوع دادن به ماجرای اصلی را دنبال می کند؛ یعنی واقعه جالب و مستقلی که به داستان اصلی اضافه می شود و قابل حذف شدن نیز هست اما نقطه اوج ندارد.

همچنین باید بگوییم "داستان کوتاه" رمان هم نیست. رمان باید چشم انداز وسیعی از زندگی را پیش روی خواننده بگذارد تا تمام زندگی را به چشم ببیند. بنابراین نشان دادن برشی از زندگی نمی تواند رمان باشد.

 

Nouvelle

 

"داستان کوتاه" که ماجرایی غافلگیرانه دارد دارای چند مشخصه است (1):

طرح منظم و مشخص دارد.

از یک شخصیت اصلی و پرسناژ واحد تبعیت می کند.

شخصیت آن در یک واقعه اصلی ارایه می شود.

به صورت کلی تر همه اجزای آن با یکدیگر پیوند متقابل دارند.

تاثیر واحدی را القا می کند.

کوتاه است .

یادمان نرود که تنه داستان کوتاه از واقعه ، هیجان ،بحران ، انتظار و اوج تشکیل می شود.

حالا دیگر فقط ذوق نویسندگی مانده و یک کاغذ و قلم تا هنرمان را ثابت کنیم.

البته به نظر می رسد یادداشت " خشن " ( ستون داستانک - صفحه آخر روزنامه همشهری – علیرضا ملکی) که در بالا آمد قالب قطعه یا طرح دارد و مثل خیلی نمونه های دیگر مطبوعاتی سعی کرده به داستان کوتاه نزدیک شود اما موفق نشده است.

حالا برای نمونه اثر " آنچه واندال ها بر جای می گذارند؟ را بخوانید...

" جنگ پایان پذیرفته و او به شهر زادبومش که تازه از واندال ها باز پس گرفته شده بازگشته بود.

شتابان از محله ای تار می گذشت.

زنی بازویش را گرفت و با لحنی مستانه گفت: مسیو...کجا ؟ میای بریم؟

خندید : نه پیرزن ...نه ! با تو نه . دارم می رم پیش نامزدم.

و نگاهش را متوجه پایین کرد و در او نگریست.

کنار یکی از تیرهای چراغ بودند. زن جیغ کشید.

مرد شانه هایش را گرفت و او را به زیر نور چراغ نزدیک کرد.

انگشتانش در گوشت تنش نشسته بود و از چشمانش آتش می جست.

نفس نفس زنان گفت " اوه ...جوئن " !

این داستان کوتاه از تمام عناصر لازم برخوردار است. به نظر شما چطور؟

" آخرین برگ " اثر زیبا و مشهور" او.هنری " هم که دیگر بیت الغزل این سبک داستان نویسی است. بخوانید...

                                               

 

" کارگر دختری مدت هاست بیمار شده . بنیه اش روز به روز تحلیل می رود.

پزشک معالج و دختری که با بیمار هم منزل است و نقاش سالخورده ای که دوست آنها است منتهای کوشش خود را می کنند لیکن دخترک دست از زندگی شسته است.

پاییز است و برگ های سرخ پیچکی که از دیوار روبروی اتاقشان بالا رفته است یکی پس از دیگری فرو

می افتند. دختر بیمار فروافتادن برگ ها را از فراز بستر نظاره می کند و با خود می اندیشد که با سقوط آخرین برگ او نیز خواهد مرد.

پزشک می گوید با بنیه ای که او دارد این خیال به زندگی او پایان می دهد اما اگر بتوان وی را امیدوار کرد شاید شفا پیدا کند. دیگر تنها یک برگ بر پیچک مانده است و دختر یقین دارد که با فرو افتادن آن خواهد مرد.

شب باد در غوغاست و طوفان بیداد می کند لیکن آخرین برگ درخت برجای خویش باقی است و دختر آن را می بیند و قوت قلب می یابد و بحران بیماری را از سر می گذراند. هنوز دوره نقاهتش پایان نپذیرفته است که نقاش سالخورده بر اثر ابتلا به ذات الریه می میرد.

پیرمرد که دیده بود باد و توفان آخرین برگ را از پیچک خواهد انداخت شب هنگام نردبان و فانوسی برداشته و " برگی " بر دیوار نقاشی کرده بود.

 

(1) برگرفته از هنر داستان نویسی – ابراهیم یونسی

یک دادگاه آمریکا: روزنامه نگاران آنلاين و سنتي از حقوق مشابهي برخوردارند

 

جام جم آنلاين: دادگاهي در كاليفرنيا در حكمي اعلام كرد : روزنامه نگاران آنلاين درست مانند خبرنگاران سنتي از حقوق مشابه برخوردارند.
به گزارش يوروپين جورناليسم ، اين تصميم در حين رسيدگي به پرونده شكايت شركت كامپيوتر سازي اپل از چند روزنامه نگار آنلاين كه اطلاعات محرمانه اي را درباره محصولات اين شركت منتشر كرده بودند اتخاذ شد.
اپل در ضمن تسليم شكايت خود از اين روزنامه نگاران به دادگاه ، خواستار معرف منبع خبري آنها شده بود اما قاضي دادگاه با استناد به اينكه روزنامه نگاران آنلاين نيز از حقوق مشابهي در قانون برخوردارند حكم كرد كه منبع اطلاعاتي انها مي تواند مخفي باقي بماند.
حكم دادگاه ، چندان مورد خوشايند اپل واقع نشده است چرا كه اين شركت بابت انتشار چند خبر بسيار محرمانه درباره يكي از محصولات جديدش در سايت هاي Apple Insider و PowerPage بسيار متضرر شد.
اپل معتقد است دادگاه بايد با مجبور كردن ناشران اين اخبار محرمانه به فاش كردن منبع خبر خود اين شركت را در يافتن عامل درز اطلاعاتي كمك كند.

 

** شهر رسانه اي در منطقه آزاد عدن

هيات منطقه دولتي آزاد يمن اعلام كرد قصد دارد بخشي از اين منطقه را به ساخت طرح شهر رسانه اي اختصاص دهد.
به نوشته پايگاه اينترنتي الجزيره ، اين اقدام در چارچوب طرح هاي سرمايه گذاري در نظام منظقه آزاد صورت مي گيرد.
اين هيات با صدور بيانيه اي افزود: هدف از تاسيس اين شهر ، جذب شركت هاي رسانه اي مختلف و ايجاد محيطي مناسب براي فعاليت آن ها است.
قرار است اين شهر رسانه اي شامل پخش شبكه هاي ماهواره اي ، رسانه اي مكتوب ، انتشارات ، شركت هاي تبليغاتي ، توليدات موسيقي سينمايي ، مطالعات و تحقيق باشد.
اين بيانه به ميزان بودجه ساخت شهر رسانه اي عدن اشاره نكرد.

 

رفع توقیف

عده ای از روزنامه نگاران برای رفع توقیف ایران یک لوگو طراحی کردند.

اینجا

عقربه های جامعه اطلاعاتی همیشه جلوترند !

"برندیک  لورنز" از آن آدم هایی است که حتی در سی و پنج سالگی به قول معروف همیشه  یک ساعت از زمان عقب تر حرکت می کند...                                                           

او باید ساعت هشت صبح هر روز کارت ساعتش را در دستگاه ورودی محل کار فرو کند، بعد پشت میز ویراستاری بنشیند و تا ساعت 16 به بررسی و غلط گیری نوشته ها و مکاتبات رسمی دیگر همکارانش بپردازد. کار لورنز خیلی ظرافت دارد و هر نوع کم توجهی  باعث خدشه دار شدن اسناد اداری و گزارشات سازمان متبوع او می شود.

این شهروند اجتماعی به خاطر مشکلات مالی و اوضاع نابسامان جامعه اش ناچار شده به تازگی یک کار نیمه وقت دیگر هم دست و پا کند و به عنوان یک کارشناس روابط انسانی و سازمانی در یک شرکت فرهنگی- اطلاعاتی مشاوره  بدهد. بنابراین فرصت اندکی دارد که به محض خروج از اداره  سریعا با تاکسی یک مسیر پرترافیک را تا خیابان بیست و پنج جنوبی طی کند و ساعت16:30 در محل کار دوم حاضر باشد، اما تقریبا در اغلب اوقات ناکام می ماند. یعنی دیر به شرکت می رسد. به همین خاطر همیشه در انتهای ماه مبلغی از دستمزدش به عنوان تاخیر و غیبت در شرکت کسر می شود.

از طرفی اصلا فرصت ندارد تا اضافه کاری کند چون ساعت 20 روزهای فرد باید همسرجوانش را از منزل به کلاس های هنری اطراف شهرک "ماریا نوردن" برساند. بعد هم پس از یک ونیم ساعت انتظار پشت درهای بسته می تواند با او به خانه برگردد. در خانه هم که وقت چندانی برای استراحت ، لذت بردن از برنامه های تلویزیونی و موسیقی پیانو، گوش دادن به اخبار، مطالعه کتاب ، خرید وسایل منزل و همصحبتی با همسر عاطفی اش ندارد.

                                                                  

برندیک لورنز تقریبا با این زمانبندی هیچ فرصتی برای حضور روزانه در خانه ندارد. نمی تواند لحظه ای از فکر کار اداره و شرکت خارج شود. مدام از طرف زنش مواخذه می شود و هربار که می خواهد پاسخ او را بدهد تصور می کند که هیچ حرف موجهی برای این زن ندارد. حالا که با اصرار زنش متقاعد شده تا بعد از 8 سال زندگی مشترک صاحب یک فرزند شود فکر می کند که چه آینده پراسترسی در انتظارشان خواهد بود؟

 

البته تنها "برندیک" نیست که چنین مشکلاتی دارد. بلکه بسیاری از کارمندان دولت یا بخش خصوصی امروزه با این فشارهای روحی دست و پنجه نرم می کنند. آنها هم دنبال موفقیت های کاری بزرگ هستند و هم قصد دارند آدم مفید ، شاداب و اجتماعی در زندگی شخصی و خانوادگی باشند.

این تضادهای "نقش و مسوولیتی" بخصوص برای قشری از جامعه دردآورترند که در حوزه کاری خود  با مسائل مضاعف اداری یا فکری در چالش اند؛ مثلا روزنامه نگاران و خبرنگاران رسانه ها. وکلای دادگستری و قضات یا راننده های خودروهای همگانی. اینها همگی در یک چیز مشترکند: مشکل توازن زمان کاری و زندگی شخصی.

اعضای تحریریه یک رسانه کوچک یا بزرگ به تناسب سمت خود اعم از خبرنگار ، دبیر، سردبیر، ویراستار و گزارشگر یا مقاله نویس ناچارند مدام به موضوعات متفاوت و متنوعی فکر کنند. در یک لحظه پاسخگوی فرضیات متعدد در قبال حوادث مورد توجه باشند. در جایگاه یک طراح و تدوین گر خوب سوژه قرار بگیرند و مدیریت بکنند. خوب داده پردازی کنند و به درستی و زیبایی هم بنویسند.

اینها غیر از اتفاقات غیرقابل پیش بینی است که دور و برشان در یک اجتماع بزرگ به نام جامعه رخ می دهد. آنها مثل حافظه دستگاه کامپیوتر باید بایگانی قوی داشته باشند و در عین حال با سرعت و دقت هر آنچه از کنار ذهنشان یا جلوی چشم شان می گذرد تجزیه و تحلیل کنند. شنیده ها هم برای این قشر اهمیت دارد .

می توانید تصور کنید آنها جستجوگرانی هستند که در کنار رودخانه ای خروشان نشسته  و می خواهند صدف های سفید بستر آب را شمارش کنند. مطمئن هستیم هیچ وقت نخواهید دید این آدم ها روی صندلی چوبی خود نشسته و در حال خوردن قهوه به موسیقی مورد علاقه خود گوش می دهند.

 

جامعه اطلاعاتی امروز فرصت زیادی برای فکر کردن به شهروندانش نمی دهد. بزرگراه های اطلاعاتی مدام با نقل جدیدترین پیام ها و پدیده ها ضمن آسان سازی رفتارهای شهروندی ، خود بار بیشتری بر سیستم "نقش و مسوولیت ها" بر ساکنان یک جامعه می افزایند. مثلا  بعد از کاربردی شدن فناوری اطلاعات در رفتارهای شهروندان، زمان برای کسانی که قدرت دسترسی به تکنولوژی را ندارند تنگ تر است. کسی که ناچار به انتخاب کارهای موقت یا نیمه وقت است استرس بیشتری احساس می کند. زنان بی سواد بیشتر گله مندند.

تمام روزنامه نگاران دیگر در برابر این موقعیت ها واکسینه نمی شوند. عده زیادی از آنها خاصه در کشورهای دچار بحران توسعه و مدرنیته چند شغله اند و نمی دانند چگونه باید فرصت ها و امکاناتشان را با مسوولیت ها و نقش های خود تطبیق دهند. زمان در اینجا عنصر اساسی و کانال عبور از موفقیت یا شکست است.

حالا به نظرتان  موفقیت در پست شغلی تان مساوی است با تصویری از زندگی شاد و دوست داشتنی؟

 قطعا پاسخ کارکنان یک رسانه به این سوال منفی است.

اگر می خواهیم یک روزنامه نگار موفق باشیم و در عین حال از زندگی سالم و روان آسوده برخوردار شویم می توانیم برای معیشت خود در خانه ، خانواده و محل کار یک سناریوی مشترک بنویسیم.

می توانیم بزرگمرد رسانه ای منطقه ، روستا یا ایالت خود باشیم در حالی که ساعاتی از روز را بدون مسوولیت خاص اطلاعاتی در جمع خانواده ، بین دوستان قدیمی یا حتی داخل یک کافه سپری کنیم.

ابتدا معیارهایتان را برای زندگی مشخص کنید. می خواهید روش زندگی تان چه باشد؟ سپس در داخل محیط یک دایره تمام موانع و گرفتاری های کاری و خانوداگی تان را بنویسید و دانه به دانه تجزیه و تحلیل کنید تا مرکز صقل آنها مشخص شود. آیا همه این استرس ها و فشارهای مادی و معنوی با واقعیت منطبق اند؟

به هر حال یک بار دیگر جدولی را مرور کنیم تا معلوم شود چطور باید آدم متوازنی برای جامعه اطلاعاتی امروز در محیط های پرفشار کاری و خانوادگی باشیم.

به قول "کارل سندبورگ" نویسنده ایالت متحده  " زمان سکه زندگی شماست. زمان تنها سکه شماست و فقط شما تعیین می کنید که چگونه آن را خرج کنید".       

 

من پیشنهاد می کنم  از روش های هفت گانه "کن لیزوت "و" باربارا. آ. لیتواک" (1- ت: مسعود کسایی) استفاده کنید.

 

1-     کار را از راه دور یا در خانه ، اداره کنید. این روش با استفاده از بزرگراه اطلاعاتی باعث می شود نیاز به فضای اداری کاهش پیدا کند.

2-     بنیانگذار یک کار نیمه وقت یا شراکتی باشید. حتی موسسه تان را با شایستگی قانع کنید که یک کار واحد را دو نفری انجام بدهید.

3-     موسسه یا رسانه ای را انتخاب کنید که در برنامه ریزی اش انعطاف پذیر باشد. در این صورت

می توانید دیر یا زود رفتن و آمدن اداری را تنظیم کنید.

4-     بهتر است به یک مشاور یا طراح کار تبدیل شوید.

5-     داشتن کار موقت ممکن است نتیجه مطلوبی برایتان داشته باشد. فراموش نکنید که بزرگترین کارفرمای ایالت متحده آمریکا شرکت "نیروی انسانی" است؛ نه " آی بی ام " یا "جنرال موتورز".

6-     داشتن چند کار همزمان هم بد نیست. البته گردآوری مجموعه ای از مشاغل مخصوص حرفه ای هاست.

7-     بازنشسته شوید و تعجب نکنید. اگر به اندازه کافی پول پس انداز کرده اید یا مستمری ویژه ای  می گیرید مطمئن باشید بازنشستگی آرامش زیادی به شما می دهد. یک کار کوچک جذاب البته همیشه منتظرتان خواهد بود.

 

**

خبرنگاران یا دبیران محترم خبرگزاری دانشجویان لطف داشتند و این یادداشت را در سرویس نگاهی به وبلاگ ها منتشر کردند. از این دوستان متشکرم. ( لینکش در پیوندهای روزانه)

فتوژورنالیسم هم آمد

 

بخش مجزای فتوژورنالیسم هم به وبلاگ نویسه اضافه شد.

از نظرات همه دوستان و اساتید بزرگوار در این رابطه ممنونم.

اولین عکس ها را اتفاقا مصادف با سوم خرداد سالروز آزادی خرمشهر ارسال کردم.

                                   www.nevisepic.blogfa.com